جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

2047

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

اتومبيلى كه در جاى ديگرى ساخته شده پياده‌اش سازيم و از داروهاى طبى كه در جاى ديگرى كشف شده محرومش نماييم ، او را از استفاده از تلفنى كه در جاى ديگرى اختراع شده بازداريم ، از كتابى كه مطالعه مىكند و در جاى ديگرى نوشته شده ، محرومش كنيم ، از چاپخانه‌اى كه در مكان ديگر اختراع شده ، بازش داريم ، از هواپيمايى كه در جاى ديگر ساخته شده ، منعش كنيم ، و از افكارى كه در مغزش هستند و - عليرغم عقيده او - از نسلها و از سرزمينها و از ملتها گرفته شده‌اند ، جدايش سازيم ، از قوميت او چه باقى مىماند ؟ در اين حالت ، او انسان بدبختى است كه در جامعه‌اى نگون‌بخت‌تر ، در انتظار كمك ديگران است . قوميت داراى ويژگيهايى است كه قومى را از ساير اقوام برادرش مشخص مىسازد ، ولى در ميان آنان فاصله ايجاد نمىكند ، بلكه به آنها وحدت مىبخشد ، و راه را براى تعاون و همكارى باز مىگذارد . قوميت به اين معنى ، خشتى است در كاخ عظيم انسانيت و كاروانى است كه همراه با قافله انسانيت ، راه تمدن را مىپيمايد و با زندگى و ويژگيهاى آن زنده است و با آن وحدت كامل دارد . بنابراين قوميت ، هدف نيست ، بلكه روش زندگى است . هر قوميتى كه جوهر و هدف انسانى خود را از ياد برد ، تنها از جنبه نظرى فراموش كرده ، نه از جنبه عملى و اين فراموشى نظرى نيز زودگذر است و دوام نمىآورد ، البته در همين مدت كوتاه نيز گرفتار تعصب مىشود و در سراشيبى سقوط قرار مىگيرد و از كوشش در راه رسيدن به هدف باز مىماند . مبارزه با استعمار ، نادانى ، فقر و بطالت و هرگونه تبعيض ، نخستين وظيفهء قوميت است ، زيرا وظيفه لازم و حتمى انسانيت نيز همين است .